1- یادگیری فرایندی سازنده است: دانش را نمی توان مستقیما به دانش آموزان داد. توانایی هر دانش آموز در کسب دانش تا حدودی به این امر بستگی دارد که آیا او از قبل دانش کافی برای برخورداری از ساختار شناختی درونی که بتواند از آن برای فهم وتفسیر اطلاعات جدید بهره گیردیا نه.

2- یادگیری بین اطلاعات جدید ودانسته های قبلی ارتباط ایجاد می کند.معلم ها باید تدریس خود را با آنچه دانش آموزان ازقبل می دانند آغاز کنند وسپس به آنها در اکتساب دانش جدید ومرتبط ساختن آن با دانش قبلی کمک کنند.

3- یادگیری مستلزم آموزش در سطح مناسب ومحیط اجتماعی هدایت کننده است.

4- یادگیری واجد راهبرد است.

5- یادگیری مستلزم خودکار شدن در پاره ای از مهارت هاست.

6- یادگیری مستلزم انگیزه است.

7- سازمان دهی اطلاعات

8- معنی دار کردن اطلاعات

حافظه ی دراز مدت وبازیابی: حافظه ی دراز مدت انبار دائمی حافظه است. مشکل افراد در مورد حافظه ی دراز مدت ذخیره سازی اطلاعات نیست بلکه بازیابی آن است یعنی چگونه به یاد آوردن اطلاعات ذخیره شد و در حافظه ی دراز مدت. در تشبیه به رایانه، زمانی که فردی می خواهد در مورد پرونده ی ذخیره شده ای کارکند، پرونده باید از انبار دراز مدت در رایانه رومیزی بار شود(حافظه ی کوتاه مدت فعال)

اهمیت حافظه ی دراز مدت در تدریس:

معلم ها می توانند با آموزش راهبردهای یادگیری به دانش آموزان درفرایند بازیابی کمک کنند. راهبردهای زیر می توانند به بازیابی اطلاعات در حافظه ی درازمدت کمک می کنند: 1- سازمان دهی طرحواره ها

2-1 استفاده از دانش پیشین

3- سازمان دهنده های نموداری

4- واژه های کلیدی ذخیره می شود. اگر کوششی برای توجه به آن صورت نگیرد، اطلاعات بلافاصله در ثبت کننده ی حسی از  بین می رود. اهمیت این پدیده در تدریس این است که دانش آموز باید به درس توجه کند، درس باید به گونه ای طرح ریزی شده باشد که پیش از هر چیز توجه دانش آموز را به خود جلب کند. با استفاده از اصطلاحات رایانه ای، باید مطمئن شویم که رایانه روشن است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 10:28  توسط meharar  |